ترجمه "chow" به فارسی
غذا, (امریکا-خودمانی)غذا, بچه مگس بهترین ترجمه های "chow" به فارسی هستند.
chow
verb
noun
دستور زبان
(slang, uncountable) Food, especially snacks. [..]
-
غذا
nounDid you see my skinny little boy chow tonight?
ديدي امروز اون با اون هيکل لاغرش چطوري غذا ميخورد ؟
-
(امریکا-خودمانی)غذا
-
بچه مگس
noun
-
ترجمه های کمتر
- جان کندن
- نوعی سگ میانه اندام که جثه ای عضلانی و پشم پر پشت قهوه ای یا سیاه دارد (نام رسمی آن : chow chow)
- نویسنده مزدور
- هنگام غذا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chow " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Chow
proper
noun
A twelfth-century Chinese dynasty, alternatively romanized as Zhou or Chou. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Chow" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Chow در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "chow" با ترجمه به فارسی
-
(خوراکپزی چینی - امریکایی) چاومین (خورش غلیظ حاوی گوشت و لوبیای چینی و ماکارونی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن