ترجمه "chromatographic" به فارسی
رنگ نگار, وابسته برنگ نگاری بهترین ترجمه های "chromatographic" به فارسی هستند.
chromatographic
adjective
دستور زبان
(analytical chemistry) Of or pertaining to chromatography. [..]
-
رنگ نگار
-
وابسته برنگ نگاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chromatographic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "chromatographic" با ترجمه به فارسی
-
(شیمی از راه رنگ نگاری) از هم مجزا کردن · تصویر رنگ نگاری شده · رنگ نگاری کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن