ترجمه "chrome" به فارسی

رنگ, فام, گون بهترین ترجمه های "chrome" به فارسی هستند.

chrome verb noun دستور زبان

Another name for chromium when used to plate other metals. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رنگ

    noun

    all white and chrome, done by one of New Orleans's most fashionable decorators.

    مبلمان آن تم اما به رنگ سفید و کرم بود و تزیینات اتاقها توسط یکی از معروفترین دکوراتورهای نیواورلئان انجام شده بود.

  • فام

  • گون

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (فلزشناسی) کروم
    • آلیاژ کروم
    • برخی از ملح های کرومیم (که در رنگرزی و دباغی کاربرددارند)
    • ترکیب کروم
    • رنگدانه یا رنگیزه ی کرومیم
    • روکش کردن
    • عامل رنگزنی [urochrome]
    • ملح کروم
    • ملح کروم زدن به (مثلا در رنگرزی)
    • کروم پوش کردن (با کروم) آبکاری کردن
    • کرومیم (به ویژه در ورشوکاری یا آبکاری فلزات)
    • کرومیم [ferrochrome]
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chrome " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Chrome
+ اضافه کردن

"Chrome" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Chrome در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "chrome" با ترجمه به فارسی

  • رجوع شود به chromium steel
  • (شیمی) کرومات سرب (PbC2O4.PbO)
  • ارسنات مس کرومدار · سي.سي.آ
  • (شیمی) · اکسید کرومیک (Cr2O3) · رنگیزه ی سبزی که از آمیختن کروم زرد و آبی پروسی به دست می آید
  • (شیمی) زاج کروم (زاجی که حاوی کروم است به ویژه سولفات پتاسیم کروم : KCr)SO4(2.12H2O)
  • (شیمی) زردینه ی کروم (کرومات سرب به فرمول PbCrO4)
اضافه کردن

ترجمه های "chrome" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه