ترجمه "chronology" به فارسی

گاهنگاری, علم ترتيب تاريخ, گاهشناسی بهترین ترجمه های "chronology" به فارسی هستند.

chronology noun دستور زبان

(uncountable) the science of determining the order in which events occurred. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گاهنگاری

    science of arranging events in their order of occurrence in time

  • علم ترتيب تاريخ

  • گاهشناسی

  • ترجمه های کمتر

    • (ذکر رویدادها به ترتیب تاریخ وقوع) گاهشماری
    • تعیین تاریخ رویداد چیزی
    • رویداد نامه
    • رویداد نگاری
    • زمان بندی
    • گاه فهرست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chronology " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "chronology" با ترجمه به فارسی

  • اخبار سال · تاریخچه
  • بترتیب تاریخی · دارای تسلسل تاریخی · دارای ربط زمانی
  • مساوی است با زاقخگخمخلهسف
  • به ترتیب زمان یاتاریخ
  • بترتیب زمان قراردادن · موافق تاریخ مرتب کردن
  • ترتیب زمانی (chronologic هم می گویند) · تقویمی · زمان بندی · زمانی · سنوی · وابسته به رویدادنگاری و ذکر وقایع به ترتیب تاریخ رویداد آنها · وابسته به گاهشناسی · گاهشمارانه
  • گاهشمار جهان
  • به ترتیب وقوع، دارای ربط زمانی
اضافه کردن

ترجمه های "chronology" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه