ترجمه "chrysalis" به فارسی
پیله, بادامه, پوشینه بهترین ترجمه های "chrysalis" به فارسی هستند.
chrysalis
noun
دستور زبان
the pupa of a butterfly or moth, enclosed inside a cocoon, in which metamorphosis takes place [..]
-
پیله
When a caterpillar is in its chrysalis, it literally breaks its body down into enzyme soup before rebuilding as a butterfly.
وقتی یه کرم ابریشم تو پیله اس به معنای واقعی بدنش رو توی سوپ آنزیم می شکونه قبل از اینکه بعنوان پروانه بازسازی بشه
-
بادامه
-
پوشینه
-
ترجمه های کمتر
- کریسالیس
- (جانورشناسی) نوچه
- زرگون (حشره ای که بین مرحله ی لیسه larva و مرحله بلوغ است و دردرون پیله cocoon را می گذراند - pupa هم می گویند)
- شفیره ی طلایی
- مرحله ای از رشد که طی آن انسان یا حیوان نیاز به حراست وپرستاری دارد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chrysalis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "chrysalis"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن