ترجمه "cicatrix" به فارسی

جوشگاه, پوستخدش, شکاف بهترین ترجمه های "cicatrix" به فارسی هستند.

cicatrix noun دستور زبان

A scar that remains after the development of new tissue over a recovering wound or sore. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوشگاه

  • پوستخدش

  • شکاف

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • زخم
    • (پزشکی) جای زخم (یا بخیه و سوختگی و غیره) (scar هم می گویند)
    • (گیاه شناسی) جای زخم بر پوست گیاه
    • اثر گناه
    • پوستخدش گیاهی (cicatrice هم می نویسند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cicatrix " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "cicatrix" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه