ترجمه "cigarette" به فارسی
سیگار, سیگارت, سيگار بهترین ترجمه های "cigarette" به فارسی هستند.
cigarette
verb
noun
دستور زبان
Tobacco, marijuana, or other substances, in a thin roll wrapped with paper, intended to be smoked. [..]
-
سیگار
nouncigarette [..]
The government banned cigarette advertising on television.
دولت تبلغات سیگار در تلویزیون را ممنوع کرد.
-
سیگارت
nouncigarette
Sofya lit another cigarette, turning the kind glance of her gray eyes on the mother.
سوفی سیگارت دوم را روشن کرد با چشمهای خاکست ریش نگاهی دلنواز به مادر انداخت.
-
سيگار
You know, this cigarette box has seen better days.
مي دوني ، اين جعبه سيگار روزهاي بهتري هم تا حالا ديده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cigarette " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cigarette"
عباراتی شبیه به "cigarette" با ترجمه به فارسی
-
سیگار برقی
-
انفيه · تنباكو · تنباكوي جويدني · توتون · سيگار · سيگارهاي برگ
-
سوسك توتون · سوسك سيگارت · لازیودرما سریکورنه
-
فندک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن