ترجمه "ciliary" به فارسی
مژکی, مژه, (کالبد شناسی) وابسته به برخی سازواره های ظریف چشم بهترین ترجمه های "ciliary" به فارسی هستند.
ciliary
adjective
دستور زبان
(anatomy) Of or pertaining to a cilium [..]
-
مژکی
-
مژه
nounOne of the hairs that grows on the eyelid, around the eyes.
-
(کالبد شناسی) وابسته به برخی سازواره های ظریف چشم
-
ترجمه های کمتر
- وابسته به مژک (رجوع شود به cilia)
- پرزچه ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ciliary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ciliary"
عباراتی شبیه به "ciliary" با ترجمه به فارسی
-
دیژیتاریا سیلیاریس
-
سندرم کارتاژنز
-
سنکروس سیلیاریس
-
جسم مژگانی
-
ديژيتاريا آدساندانس · دیژیتاریا سیلیاریس
-
ماهیچه مژکی · ماهیچه ی مژگانی
-
سنکروس سیلیاریس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن