ترجمه "cinch" به فارسی

محکم بستن, نسیم, ابعاد بهترین ترجمه های "cinch" به فارسی هستند.

cinch verb noun دستور زبان

A simple saddle girth used in Mexico. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محکم بستن

    verb
  • نسیم

    noun
  • ابعاد

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سهل
    • محیط
    • (به طور قطع) به دست آوردن
    • (خودمانی) آنچه که انجامش آسان یا حتمی باشد
    • (در زین اسب یا پالان الاغ و غیره) تنگ
    • (زین یا پالان را) تنگ بستن
    • (عامیانه) تمسک محکم
    • تسمه ی شکم
    • تنگ بستن
    • سفت کردن
    • قطر شکم
    • محکم گرفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cinch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "cinch"

عباراتی شبیه به "cinch" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا - خودمانی) · حتمی · هر چیز محقق · کار آسان
اضافه کردن

ترجمه های "cinch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه