ترجمه "cissy" به فارسی

دختر, (انگلیسی) رجوع شود به sissy بهترین ترجمه های "cissy" به فارسی هستند.

cissy noun adjective دستور زبان

Alternative spelling of sissy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دختر

    adjective

    And your cousin and her friends, Cissi, Stina, Jakob and Philip?

    ، دختر خاله-ت و دوستاش سیسی ، استینا ، یاکوب و فیلیپ چطور ؟

  • (انگلیسی) رجوع شود به sissy

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cissy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Cissy proper

A female given name, diminutive of Cicely.

+ اضافه کردن

"Cissy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cissy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "cissy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه