ترجمه "citadel" به فارسی
ارگ, قلعه, دژ بهترین ترجمه های "citadel" به فارسی هستند.
citadel
noun
دستور زبان
A strong fortress that sits high above a city. [..]
-
ارگ
nouna strong fortress that sits high above a city [..]
But you have broken your fast as well as any man in the Citadel, and with greater honour.
ولی روزه گشادن تو هم مثل باقی افراد ارگ بوده است، فقط بـا تشـریفات بیشـتر.
-
قلعه
nounWe met in the dungeons of the citadel.
ما در سياهچال ِ قلعه نظامي با هم آشنا شديم.
-
دژ
nounNamed after the ancient guardians that stood at the gates of the citadel.
اسمشون از روی نگهبانانِ باستانی ای که جلوی دروازه ی دژ ایستادگی کردن ، گذاشته شده.
-
ترجمه های کمتر
- سنگر
- پایگاه
- dezh
- مامن
- کلات
- کوت
- ساخلو
- ارک
- استحکامات
- پناهگاه
- (پدافند شهرها در سابق) قلعه ای که بربلندی باشد
- برج و بارو
- هر چیز که ورود به آن مشکل باشد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " citadel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "citadel"
عباراتی شبیه به "citadel" با ترجمه به فارسی
-
ارگ اربیل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن