ترجمه "civilized" به فارسی
متمدن, با ادب, با نزاکت بهترین ترجمه های "civilized" به فارسی هستند.
civilized
adjective
دستور زبان
Having a highly developed society or culture. [..]
-
متمدن
adjectiveIt was civil of him to offer his seat to the old man.
این نشانه متمدن بودنشه که صندلیش رو داد به اون پیرمرد.
-
با ادب
adjectiveAll right, let's keep it civil in front of the boy.
باشه ؛ بیاین جلو بچه با ادب باشیم!
-
با نزاکت
adjectivewith a particular degree of sedate civility entreated her to study it.
تا حدودی با نزاکت و وقار از دوشیزه فیرفاکس خواست نگاهش کند.
-
پیشرفته
and we would like to catch up with the civilized world.
و میخواهیم همپای کشورهای پیشرفته باشیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " civilized " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "civilized" با ترجمه به فارسی
-
تاریخ تمدن
-
جنبش حقوق مدنی
-
آشوب های مدنی
-
ازدواج محضری (که بدون حضور کشیش و مراسم کلیسایی اجرا می شود)
-
پولیس ملی نظم عامه
-
نايماظن ريغ یگتسشنزاب متسيس
-
قانون مدني · قانون مدنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن