ترجمه "clapping" به فارسی

تشویق و تمجید, دست زدن بهترین ترجمه های "clapping" به فارسی هستند.

clapping noun verb دستور زبان

Present participle of clap. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تشویق و تمجید

    noun
  • دست زدن

    There was a loud hand clapping sound and an exciting whiff of cordite.

    صدای مهیبی شبیه دست زدن طنین انداخت وبوی هیجان آور باروت به مشامش رسید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " clapping " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "clapping" با ترجمه به فارسی

  • (با عجله) سر هم بندی کردن · (به علامت تشویق یا محبت) با دست به شانه یا پشت کسی زدن · (خودمانی - با the) سوزاک · (نادر) تحسین و هلهله کردن · آتشک · اعلام کردن · افرین گفتن · با سرعت انجام دادن · ترق · تق تق · تقه · دست زدن · دو دست را به هم زدن · سوزاک · صدای بلند و ناگهانی · صدای ناگهانی · صدای کف زدن · ضربه با کف دست · ندا دادن · هر صدایی مشابه آن · کف زدن · کف زنی
  • تشویق و تمجید
  • بانگ، بانگ روارو، دم صور، صور اسرافیل · صیحه
  • دست زده شده
  • گذاردن، انداختن، مثال (کیف قاپ را به زندان انداختند) · گیراندن، گیرانیدن
  • (با عجله) سر هم بندی کردن · (به علامت تشویق یا محبت) با دست به شانه یا پشت کسی زدن · (خودمانی - با the) سوزاک · (نادر) تحسین و هلهله کردن · آتشک · اعلام کردن · افرین گفتن · با سرعت انجام دادن · ترق · تق تق · تقه · دست زدن · دو دست را به هم زدن · سوزاک · صدای بلند و ناگهانی · صدای ناگهانی · صدای کف زدن · ضربه با کف دست · ندا دادن · هر صدایی مشابه آن · کف زدن · کف زنی
اضافه کردن

ترجمه های "clapping" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه