ترجمه "clarity" به فارسی

وضوح, روشنی, شفافیت بهترین ترجمه های "clarity" به فارسی هستند.

clarity noun دستور زبان

The state, or measure of being clear, either in appearance, thought or style; lucidity [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وضوح

    noun

    the state or measure of being clear

    She saw with dreadful clarity the helplessness of her position.

    او با وضوح موقعیت وحشتناک خویش را در ذهنش مجسّم میکرد.

  • روشنی

    noun

    the state or measure of being clear

    At times, we simply fail to express our thoughts with the desired clarity and precision.

    بعضی اوقات نمیتوانیم آنطور که مایلیم به سادگی و روشنی افکار خود را بیان کنیم.

  • شفافیت

    We need more clarity, we need to clarify the roles, the processes.

    نیاز به شفافیت بیشتری داریم، نیاز به روشن کردن نقشها و فرایندها داریم.

  • ترجمه های کمتر

    • زلالی
    • آشکاری
    • دوری از ابهام
    • زلال بودن
    • صافی (در مورد آبگونه ها)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " clarity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "clarity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه