ترجمه "classic" به فارسی
عالی, اصیل, بهترین در یک برهۀ خاص از زمان بهترین ترجمه های "classic" به فارسی هستند.
classic
adjective
noun
دستور زبان
A perfect and/or early example of a particular style. [..]
-
عالی
adjective -
اصیل
adjective -
بهترین در یک برهۀ خاص از زمان
-
ترجمه های کمتر
- (بهترین) نمونه
- (در رده ی خود) بهترین
- (در مورد لباس) ساده و از مدنیافتادنی
- (عامیانه) اتومبیل عتیقه (متعلق به سال های (2
- (معمولابا the و به صورت جمع) آثار هنرمندان و نویسندگان برجسته ی یونان و روم باستان
- (هنر وادبیات - دارای سبکی متوازن و ساده و مهار شده و منظم و عاری از نظر و غرض خصوصی) کلاسیک (در مقایسه با: romantic)
- (هنرمند یا نویسنده یا اثر هنری و ادبی) معروف و خوب و موثق
- اثر ماندگار
- درجه اول عالی- طبقه بندی شده
- رویداد معروف و سنتی
- شناخته شده
- معین کننده
- موثق ترین
- همیشه مقبول
- وابسته به اصول و سنت های هنری روم و یونان باستان (رجوع شود به classical)
- وابسته به هنر و ادبیات یونان و روم باستان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " classic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "classic" با ترجمه به فارسی
-
معماری کلاسیک
-
برقپویایی
-
شرکت بی سرپرست
-
فیزیک کلاسیک
-
عناصر چهارگانه
-
موسیقی کلاسیک معاصر
-
کلاسیک ها
-
ويروس تب خوكی كلاسيك · ويروس وباي خوك · ویروس تب خوکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن