ترجمه "classifiable" به فارسی
ممتاز, مشخص, دسته بندی پذیر بهترین ترجمه های "classifiable" به فارسی هستند.
classifiable
adjective
دستور زبان
Able to be classified. [..]
-
ممتاز
adjective -
مشخص
adjective -
دسته بندی پذیر
-
قابل طبقه بندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " classifiable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "classifiable" با ترجمه به فارسی
-
تبلیغات طبقه بندی شده
-
رابط شماری · شناساگر (ریاضیات) · طبقه بندی کننده
-
آگهینامه · سری
-
(در مورد اسناد و اطلاعات) سری کردن · به گروه های گوناگون بخش کردن · جور کردن · دسته دسته کردن · دمساز شدن · رده بندی کردن · رده کردن · طبقه بندی کردن · محرمانه کردن
-
سری
-
تراز آزمایشی طبقه بندی شده
-
(روزنامه و مجله) آگهی های ستونی (که مختصر بوده و بر حسب موضوع یا کالا دسته بندی می شود) · آگهینامه · صفحه ی نیازمندی ها
-
ترازنامه طبقه بندی شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن