ترجمه "clastic" به فارسی

(در مورد اندام های چوبی یا پلاستیکی که در آموزش کالبد شناسی به کار می برند) دارای اجزای از هم جدا شونده (برای نمایان ساختن درون اندام), (زمین شناسی - سنگی که مثل موزائیک حاوی سنگ های دیگر است) آواری, باز شو بهترین ترجمه های "clastic" به فارسی هستند.

clastic adjective دستور زبان

made up from parts that are easily removable [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (در مورد اندام های چوبی یا پلاستیکی که در آموزش کالبد شناسی به کار می برند) دارای اجزای از هم جدا شونده (برای نمایان ساختن درون اندام)

  • (زمین شناسی - سنگی که مثل موزائیک حاوی سنگ های دیگر است) آواری

  • باز شو

  • جدا شونده

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " clastic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "clastic" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "clastic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه