ترجمه "clear-sighted" به فارسی
روشن بین, بینا, تیزهوش بهترین ترجمه های "clear-sighted" به فارسی هستند.
clear-sighted
adjective
دستور زبان
Having sharp vision. [..]
-
روشن بین
adjectiveBut I am clear sighted, and I shall not use that word to you, Antonia!
اما من روشن بین هستم و این کلمه را در مورد شما به کار نمیبرم آنتون یا!
-
بینا
adjective -
تیزهوش
adjective -
زیرک
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clear-sighted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن