ترجمه "clearance" به فارسی
اجازه, ترخیص, صلاحیت بهترین ترجمه های "clearance" به فارسی هستند.
clearance
noun
دستور زبان
The act of clearing or something (such as a space) cleared [..]
-
اجازه
nounThese turbine blades are missing a customs clearance.
اين تيغه هاي توربين اجازه ي ترخيص از گمرک ندارن ،
-
ترخیص
That doesn't really apply to people with my security clearance.
که واقعا به مردم اعمال می شود با ترخیص کالا از گمرک های امنیتی است.
-
صلاحیت
I understand how clearance works and that I don't have it.
صلاحیت سرم میشه و میدونم صلاحیت دونستنش رو ندارم
-
ترجمه های کمتر
- واریزی
- کلیرانس
- (بانکداری) تسویه ی دیون و دعاوی و وصول چک و غیره (در دفتر پایاپای یا موسسه ی تهاتری)
- (جواز اداره ی گمرک که به کشتی اجازه ورود به بندرگاه و خروج از آن را می دهد) پروانه ی گمرکی (clearance papers هم می گویند)
- (هواپیمایی) اجازه ی برج مراقبت (برای پرواز یا فرود و غیره)
- جواز یا تاییدیه رسمی (که به شخص اجازه می دهد به اسناد محرمانه دسترسی داشته و یا در طرح ها یا مذاکرات محرمانه شرکت کند)
- حد مجاز
- خطای مجاز
- عمل روشن و آشکار کردن یا باز کردن
- فاصله ی ایمنی بین بخش های متحرک ماشین و غیره
- فاصله ی بین وسیله ی نقلیه و سقف پل یا تونل و غیره
- پاکسازی (رجوع شود به clear)
- پروانه ی ترک بندر
- پروانه ی دولتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clearance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "clearance" با ترجمه به فارسی
-
ترخیص از گمرک
-
تولی تطهیر
-
فاصله تا زمین
-
(مغازه ها و فروشگاه ها) حراج (جهت رد کردن کالای مانده و باز کردن جا برای کالای جدید)
-
پاكکردن زمين · پاکسازی زمین
-
کارمزد ترخیص
-
ترخیص گمرکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن