ترجمه "clenched" به فارسی

گره کرده ترجمه "clenched" به فارسی است.

clenched adjective verb دستور زبان

Closed tightly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گره کرده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " clenched " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "clenched" با ترجمه به فارسی

  • مشت
  • (سر میخ کوبیده شده یا سر پیچ بسته شده را) خم کردن · (فک هارا) به هم فشردن · (مشت را) گره کردن · ابزاری که با آن چیزی را محکم می گیرند یا نگه می دارند · محکم گرفتن · پرچ کردن · پرچ کردن (clinch هم می گویند) · کج کردن · گازانبر · گره کردن · گیرانداز · گیره
  • مشت گره کرده
اضافه کردن

ترجمه های "clenched" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه