ترجمه "clerk" به فارسی
منشی, سکرتر, کارمند دفتری بهترین ترجمه های "clerk" به فارسی هستند.
clerk
verb
noun
دستور زبان
One who occupationally works with records, accounts, letters, etc.; an office worker. [..]
-
منشی
nounone working with records etc.
The chief desk clerk replied quite truthfully that there was no one of that name at the hotel.
منشی هتل حقیقتا گفت که شخصی با ین نام در هتل نیست.
-
سکرتر
one working with records etc.
-
کارمند دفتری
nouna wretched looking clerk with a spotty face and a greasy coat, who had not a word to say for himself,
و یک کارمند دفتری بدبخت گنگی که لباس کثیفی بر تن داشت و صورتش پر از جوش بود
-
ترجمه های کمتر
- کارمند
- دفتردار
- فروشنده
- کاتب
- روحانی
- دبیر
- (اداره ی پست) متصدی فروش تمبر و تحویل گیری نامه ها و غیره
- (در فروشگاه) فروشندگی کردن
- (فروشگاه ها) فروشنده (salesclerk هم می گویند)
- (قدیمی) با سواد
- (قدیمی) کشیش
- (هتل) متصدی تعیین اتاق و دادن کلید به مشتریان و غیره
- شخص غیر روحانی که در کلیسا کار می کند
- منشی کلیسا
- منشی گری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clerk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Clerk
-
کارمند اداری؛ کارمند دفتری
تصاویر با "clerk"
عباراتی شبیه به "clerk" با ترجمه به فارسی
-
کارمند غیرمجاز
-
متصدی ثبت و ارسال کالا
-
کارمند پرداخت حقوقی
-
(کلیسای پرزبیتاریان و غیره) سرپرست امور دفتری · مدیر اداری
-
کارآموز
-
(هتل و متل) متصدی ثبت نام مهمانان و تعیین اتاق آنان
-
تحویلدار · صندوقدار · مستخدم منشی بانک
-
منشی · کارمند دفتری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن