ترجمه "clever" به فارسی
باهوش, زرنگ, زیرک بهترین ترجمه های "clever" به فارسی هستند.
smart, intelligent or witty, in the sense of being mentally quick or sharp [..]
-
باهوش
adjectivementally quick or sharp [..]
Bingley was by no means deficient, but Darcy was clever.
البته بینگلی بـههیچوجه نـقصی نـداشت امـا بههرحال دارسی باهوشتر بود.
-
زرنگ
adjectivementally quick or sharp
We're going to catch these clever people red handed.
ما میخواهیم این سارقین زرنگ را در حین ارتکاب جرم توقیف کنیم.
-
زیرک
mentally quick or sharp
Weak or strong, clever or simple, we are all brothers.
قوی یا ضعیف، زیرک یا کودن، همه با هم برداریم.
-
ترجمه های کمتر
- ناقلا
- عاقل
- ماهرانه
- شیطان
- رند
- مطایبه آمیز،ظریف، سرگرم کننده، ظریفانه
- بشول
- رندانه
- هژیر
- زبل
- زبردستانه
- مبتکر
- چست
- آب زیر کاه
- دارای عقل معاش
- زبر دست
- زرنگ (با تداعی منفی)
- مرد رند
- نیرنگ باز
- گر بز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clever " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A city in Missouri.
"Clever" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Clever در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
"CLEVER" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای CLEVER در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "clever" با ترجمه به فارسی
-
استعداد · تردستی · ریزه کاری · زرنگی · زیرکی · صفا · قوه ابتکار · نبوغ · هوش · چابکی
-
سیستم های مستعد