ترجمه "cliff" به فارسی
پرتگاه, صخره, تخته سنگ بهترین ترجمه های "cliff" به فارسی هستند.
A vertical (or near vertical) rock face. [..]
-
پرتگاه
nouna (near) vertical rock face
You're living at the edge of a cliff, son.
تو داري روي لبه يه پرتگاه زندگي مي کني ، پسرم.
-
صخره
nounIn the afternoon we take a walk on the cliffs, or swim, if the tide is right.
بعد از ظهرها روی صخرهها قدم میزنیم یا اگر دریا آرام باشد شنا میکنیم.
-
تخته سنگ
nounof the woman in the pink dress and her little boy on the cliffs.
در مورد خانمی که لباس صورتی پوشیده بود و در مورد پسر کوچکش توی تخته سنگها بازی میکرد.
-
ترجمه های کمتر
- دیواره
- تندان
- خرسنگ
- کوهپاره
- صخره ی بلند و پرشیب (معمولا بر فراز ساحل)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cliff " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A diminutive of the male given name Clifford. [..]
"Cliff" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cliff در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "cliff"
عباراتی شبیه به "cliff" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - عامیانه) کسی که در شهری بزرگ آپارتمان نشین است · (در ایام کهن) عضو قبیله ای از سرخپوستان جنوب غربی ایالات متحده که در غار و حفره های میان صخره ها زندگی می کردند
-
در حال توقف · معلق
-
یادبود ملی پرتگاه ورمیلیون
-
(جانورشناسی) پرستوی صخره زی (Petrochelidon pyrrhonota - بومی امریکای شمالی)