ترجمه "clinking" به فارسی

بسیار, بسیارخوب بهترین ترجمه های "clinking" به فارسی هستند.

clinking noun adjective verb دستور زبان

Present participle of clink. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بسیار

    adjective adverb
  • بسیارخوب

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " clinking " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "clinking" با ترجمه به فارسی

  • (بیشتر در انگلیس - عامیانه) هلفدان · (صدای به هم خوردن دو لیوان یا گیلاس) جینگ · با صدای جینگ به هم زدن · جرنگ · جرنگیدن · حبس · درز گرفتن · زندان · صدای جینگ کردن · طنین داشتن · محبس · هلفدونی · کلینک
اضافه کردن

ترجمه های "clinking" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه