ترجمه "clobber" به فارسی
لباس, جامه, زدن بهترین ترجمه های "clobber" به فارسی هستند.
clobber
verb
noun
دستور زبان
(Australian, UK, slang) An item of clothing or equipment. [..]
-
لباس
noun -
جامه
noun -
زدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- مایملک
- پوشاک
- (انگلیس - خودمانی)
- (خودمانی) پشت سر هم و سخت زدن
- خورد و خمیر کردن
- شکست جانانه دادن
- لت و پار کردن
- له و لورده کردن
- له و په کردن
- کتک جانانه زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clobber " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن