ترجمه "clod" به فارسی
کلوخ, خاک, لخته بهترین ترجمه های "clod" به فارسی هستند.
clod
verb
noun
دستور زبان
a lump of something, especially of earth or clay [..]
-
کلوخ
lump of something, especially of earth or clay
He went after the labourers, drove away with clods of earth the ravens that were flying about.
به دنبال کشت کاران راه میافتاد و کلاغهایی را که در پرواز بودند با کلوخ میتاراند.
-
خاک
nounso that the little clods broke up
به طوری که ریزترین کلوخهها خاک میشد
-
لخته
noun
-
ترجمه های کمتر
- کلوخه
- هالو
- پخمه
- قطره
- انبوه
- آدم احمق
- بچه ناقص الخلقه
- بی شعور
- ذره کوچک
- ساده لوح
- ضربه سنگین
- مقدار قابل توجه
- گل خشکیده
- گوشت گردن گاو (نزدیک به شانه)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clod " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "clod" با ترجمه به فارسی
-
کلوخهای خاک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن