ترجمه "cloistered" به فارسی
cloistered
adjective
verb
دستور زبان
Pertaining to one who lives in a cloister or a cloister-like environment, or who was raised that way. [..]
ترجمه خودکار " cloistered " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"cloistered" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای cloistered در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "cloistered" با ترجمه به فارسی
-
(درصومعه یا کلیسا) راهرو سر پوشیده (که راهبان در آن رهروی و تسبیح شماری می کنند) رواق · خانقاه · خلوت گزیدن · خلوتکده · خلوتگاه · دارای راهرو سقف دار کردن · دیر · دیر (convent هم می گویند) · راهبه خانه · راهرو سرپوشیده · رهبانیت · زندگی رهبانی · صومعه · منزوی کردن · کناره گرفتن در · گوشه ی عزلت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن