ترجمه "closed" به فارسی

بسته, تعطیل, (از نظر عضویت) صعب الورود بهترین ترجمه های "closed" به فارسی هستند.

closed adjective verb دستور زبان

Sealed, made inaccessible or impassable; not open [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بسته

    adjective

    not operating or conducting trade [..]

    He lay on a sofa, with his eyes closed.

    او بر روی کاناپه خوابید، با چشمانی بسته.

  • تعطیل

    noun

    not operating or conducting trade

    Make the land show profit or we'll close you up.

    زمین باید استفاده بدهد وگرنه تعطیل خواهد شد.

  • (از نظر عضویت) صعب الورود

  • ترجمه های کمتر

    • (در مورد عقیده و پیشنهاد و غیره) نهایی
    • (ریاضی) دستگاه بسته
    • (زبان شناسی - در مورد هجا) مختوم به حرف بی صدا
    • (مغز و فکر) متحجر
    • تودار
    • خود بسا
    • خود کفا
    • دیرپذیر
    • سر بسته
    • قطعی
    • مجزا
    • محصور
    • مسدود
    • مشکل پسند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " closed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Closed
+ اضافه کردن

"Closed" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Closed در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "closed" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "closed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه