ترجمه "cloud" به فارسی

ابر, توده, مزنه بهترین ترجمه های "cloud" به فارسی هستند.

cloud verb noun دستور زبان

A visible mass of water droplets suspended in the air. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابر

    noun

    mass of dust, steam or smoke [..]

    I couldn't see the lunar eclipse because of the clouds.

    من به علت ابر نتوانستم خسوف را ببینم.

  • توده

    noun

    mass of dust, steam or smoke

    the cloud floated off into the vast hot sky.

    توده در میان آسمان گسترده و داغ شناور شد و دور گشت.

  • مزنه

    noun

    visible mass of water droplets suspended in the air

  • ترجمه های کمتر

    • میغ
    • abr
    • انبوه
    • تیرگی
    • دمه
    • دم
    • تاری
    • کدری
    • انبوهه
    • خیل
    • (در سنگ مرمر و چوب و غیره) رگه
    • (مجازی )هر چه که تیره یا مبهم یا محزون کند
    • ابری کردن
    • ابری کردن یا شدن 0
    • الوده شدن
    • تار کردن
    • تخدیر شدن
    • توده ی دود یا بخار یا گرد و خاک و غیره
    • تیره شدن
    • دلواپس کردن
    • دلگیر شدن
    • مبهم کردن
    • محزون کردن
    • مه گرفتن
    • کدر کردن یا شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cloud " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Cloud proper

A surname.

+ اضافه کردن

"Cloud" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cloud در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "cloud"

عباراتی شبیه به "cloud" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cloud" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه