ترجمه "clown" به فارسی
دلقک, مسخره, لوده بهترین ترجمه های "clown" به فارسی هستند.
clown
verb
noun
دستور زبان
A performance artist often associated with a circus and typically characterised by bright, oversized clothing, a red nose, face paint, and a brightly colored wig and who performs slapstick. [..]
-
دلقک
person acting in a silly fashion [..]
The clown at the circus pleased my children.
دلقک سیرک بچه های مرا شاد کرد.
-
مسخره
nounMaybe I could keep this place from looking like a clown car.
شايد من بتونم که اينجا رو مثل يه ماشين مسخره نگه دارم
-
لوده
nounYou saw the clown that night well, I was that for two years.
آن شب آن لوده را دیدید آری، مدت دو سال چنان شغلی داشتم.
-
ترجمه های کمتر
- مقلد
- روستایی
- (در اصل) دهاتی
- آدم پخمه
- ادا و اطوار در آوردن
- بی عرضه
- دست انداختن و شوخی کردن
- دلقک بازی در آوردن
- دلقک شدن
- لودگی کردن
- مسخرگی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clown " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "clown" با ترجمه به فارسی
-
دلقک ماهی تیان
-
دلقک شدن
-
بی معنایی · شوخی · فریبکاری · کمدی
-
لوچ دلقک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن