ترجمه "cloy" به فارسی

سیرکردن, (در اثر زیادی خوراک یا شیرینی آن) زده شدن, از رغبت افتادن یا انداختن بهترین ترجمه های "cloy" به فارسی هستند.

cloy verb دستور زبان

(transitive) To fill up or choke up; to stop up. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیرکردن

    verb
  • (در اثر زیادی خوراک یا شیرینی آن) زده شدن

  • از رغبت افتادن یا انداختن

  • ترجمه های کمتر

    • بیزار شدن یا کردن
    • دلزده کردن یا شدن
    • زده کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cloy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "cloy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه