ترجمه "co" به فارسی
شرکت, بخش, بلوک بهترین ترجمه های "co" به فارسی هستند.
co
pronoun
noun
دستور زبان
(slang) company [..]
-
شرکت
nounMutual distrust and complete co-dependence.
عدم اعتماد متقابل و وابستگي کامل به شرکت
-
بخش
verb nounSingle guy, runs a local farmers co-op upstate.
مجرد ، یه مزرعه محلی رو می گردونه با همکاری بخش شمالی ایالت نیویورک
-
بلوک
-
ترجمه های کمتر
- کلرادو
- (انجیل) کتاب قرنتی ها
- (دفتر داری) نقل از ستون پیش
- (روی پاکت پستی می نویسند) توسط
- (شیمی) کبالت
- افسر فرمانده
- ضد جنگ و خشونت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " co " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Co
noun
abbreviation
company , Alternative form of [i]Co.[/i] [..]
-
کبالت
noun
CO
noun
abbreviation
(military) commanding officer [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"CO" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای CO در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "co" با ترجمه به فارسی
-
مشترکا ایجاد کردن · همسازی
-
(دانشجو) دختر · دانشجوی زن · رجوع شود به coeducational · مختلط · هم آموز · هم آموزی · وابسته به آموزش توام پسران و دختران
-
جاری
-
همکار
-
کنش گری
-
مضاربه
-
هم مکانی
-
باجناق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن