ترجمه "coadjutor" به فارسی

وردست, یاور, کمک بهترین ترجمه های "coadjutor" به فارسی هستند.

coadjutor noun دستور زبان

An assistant or helper. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وردست

  • یاور

    noun
  • کمک

    noun
  • دستیار اسقف (که معمولا جانشین او می شود)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coadjutor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "coadjutor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "coadjutor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه