ترجمه "coal" به فارسی

زغال, ذغالسنگ, زغال سنگ بهترین ترجمه های "coal" به فارسی هستند.

coal verb noun دستور زبان

(uncountable) A black rock formed from prehistoric plant remains, composed largely of carbon and burned as a fuel. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زغال

    noun

    uncountable: carbon rock

    These workmen, whom the government pays for, are dealing with death in coal mines.

    در معادن زغال سنگ، این کارگران که دولت به آنها حقوق می دهد، با مرگ دست و پنجه نرم می کنند.

  • ذغالسنگ

    uncountable: carbon rock

    and it's going to do that by burning coal.

    و میخواهد این کار را با سوزاندن ذغالسنگ انجام دهد.

  • زغال سنگ

    noun

    combustible rock

    These workmen, whom the government pays for, are dealing with death in coal mines.

    در معادن زغال سنگ، این کارگران که دولت به آنها حقوق می دهد، با مرگ دست و پنجه نرم می کنند.

  • ترجمه های کمتر

    • زغالسنگ
    • اخگر
    • انگشت
    • خاکستر گرم
    • رجوع شود به charcoal
    • زغال بارگیری کردن
    • زغال دادن
    • زغال کردن
    • زغال یا زغالسنگ افروخته
    • زغالسنگ (زغال می شود: charcoal)
    • چوب نیم سوز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "coal"

عباراتی شبیه به "coal" با ترجمه به فارسی

  • رجوع شود به bituminous coal
  • ذغال سنگ · مقنی · کشتی · گورکن
  • گام تند
  • زغال بیتومینه · زغال سنگ قیری (که هنگام سوخت دود و خاکستر زیادی تولید می کند) (soft coal هم می گویند)
  • رجوع شود به anthracite
  • ایستگاه بارگیری زغالسنگ (بیشتر در مورد ترن و کشتی)
  • سیاه · سیاه و تاریک
  • چرخریسک زغالی
اضافه کردن

ترجمه های "coal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه