ترجمه "coax" به فارسی

انگیزانیدن, برانگیزاندن, (با ور رفتن و دستکاری ماشین و غیره را) به کار انداختن بهترین ترجمه های "coax" به فارسی هستند.

coax verb noun دستور زبان

(obsolete) to fondle, kid, pet, tease [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انگیزانیدن

  • برانگیزاندن

  • (با ور رفتن و دستکاری ماشین و غیره را) به کار انداختن

  • ترجمه های کمتر

    • (با چرب زبانی به کاری) واداشتن
    • (با چرب زبانی) در کشیدن
    • به (چیزی) ور روفتن
    • به دست آوردن
    • ترغيب كردن
    • تشويق كردن
    • ریشخند کردن
    • شیره مالی کردن
    • نوازش کردن
    • کابل هم محور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coax " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "coax"

عباراتی شبیه به "coax" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "coax" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه