ترجمه "cobble" به فارسی

سنگفرش, (اغلب با: up) سر هم بندی کردن, (به صورت جمع) رجوع شود به cob coal بهترین ترجمه های "cobble" به فارسی هستند.

cobble verb noun دستور زبان

A cobblestone. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنگفرش

    noun

    All his senses were bent upon gazing along the cobbled pathway for Sasha's coming.

    تمام حواس او در نگاه خیرهاش به سنگفرش جمع شده بود و در انتظار آمدن ساشا بود.

  • (اغلب با: up) سر هم بندی کردن

  • (به صورت جمع) رجوع شود به cob coal

  • ترجمه های کمتر

    • با قلوه سنگ فرش کردن
    • تعمیر یا وصله کردن (کفش و غیره)
    • رجوع شود به cobblestone
    • سمبل کردن
    • سنگ فرش
    • سنگ فرش کردن
    • سنگفرش کردن
    • قلوه سنگ
    • وصله پینه کردن
    • پینه دوزی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cobble " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cobble" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cobble" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه