ترجمه "cockney" به فارسی

کاکنی, لندنی, (به طور کلی) ساکن لندن بهترین ترجمه های "cockney" به فارسی هستند.

cockney adjective noun دستور زبان

a native or inhabitant of parts of the East End of London [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاکنی

    he wore a stubbly moustache, and had a cockney accent.

    سبیلش زبر و تنک بود و لهجهاش کاکنی.

  • لندنی

    I was a second loot with hardly any Cockney accent left

    دیگر اثری از لهجه بومی لندنی در حرف زدنم نبود.

  • (به طور کلی) ساکن لندن

  • ترجمه های کمتر

    • اهل بخش شرقی شهر لندن (که مردم آن لهجه ی خاصی دارند)
    • اهل لندن
    • کاکنی مانند
    • گویش کاکنی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cockney " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Cockney adjective noun proper دستور زبان

From the East End of London. [..]

+ اضافه کردن

"Cockney" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cockney در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "cockney" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه