ترجمه "cocky" به فارسی
مغرور, ازخودراضی, (عامیانه) غره بهترین ترجمه های "cocky" به فارسی هستند.
cocky
adjective
noun
دستور زبان
Abbreviation of cockatoo, especially when talking to such a bird, as in "hello cocky". [..]
-
مغرور
adjectiveI wouldn't be so cocky about your prowess if I were you.
اگه جات بودم انقدر از این سلحشور بازیهات مغرور نمیشدم.
-
ازخودراضی
adjective -
(عامیانه) غره
-
ترجمه های کمتر
- اهل منم منم
- خود نما
- کسی که بخود می نازد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cocky " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cocky" با ترجمه به فارسی
-
خروس مآبی · غرور · قمپز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن