ترجمه "cocoon" به فارسی
پیله, گوزه, محفظه بهترین ترجمه های "cocoon" به فارسی هستند.
cocoon
verb
noun
دستور زبان
The silky protective case spun by the larvae of some insects and moths in which they metamorphose, the pupa. [..]
-
پیله
nounprotective case
I think extracting Wally early from that cocoon left him in a fugue state.
فکر می کنم درآوردن والی از پیله به این زودی اونو تحت یک گریز گسسته قرار داده
-
گوزه
-
محفظه
-
ترجمه های کمتر
- (به ویژه در مورد تجهیزات نظامی) روکش (که هنگام حمل و نقل یا انبار کردن برای حفظ تجهیزات از رطوبت و غیره به کار می رود)
- (در مورد کرم ابریشم و برخی حشرات دیگر) پیله
- در میان گرفتن
- مجزا کردن
- منزوی کردن
- هر گونه پوشش پیله مانند (مثلا پیله ی تخم برخی عنکبوت ها)
- پوشاندن (مثل پیله ی ابریشم)
- پیله کرم ابریشم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cocoon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Cocoon
Cocoon (film)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Cocoon" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cocoon در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "cocoon" با ترجمه به فارسی
-
پیلهها
-
تجهيزات پرورش کرم ابریشم · تجهیزات پرورش نوغان · مزارع كرم ابريشم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن