ترجمه "coexistence" به فارسی
وجودچندچیزباهم, شرکت درهستی بهترین ترجمه های "coexistence" به فارسی هستند.
coexistence
noun
دستور زبان
the state of two or more things existing together, usually in a temporal or spacial sense, with or without mutual interaction [..]
-
وجودچندچیزباهم
-
شرکت درهستی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coexistence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "coexistence" با ترجمه به فارسی
-
با هم در صلح و صفا زیستن · با هم زیستن · باهم زیستن · مدارا کردن · همزیستن · همزیستی کردن
-
باهم زیست کننده
-
با هم در صلح و صفا زیستن · با هم زیستن · باهم زیستن · مدارا کردن · همزیستن · همزیستی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن