ترجمه "col" به فارسی
سرهنگ, گردنه, کالج بهترین ترجمه های "col" به فارسی هستند.
A dip between mountain peaks in a summit-line. [..]
-
سرهنگ
nouncol. bagley, these people had nothing to do with the raids
سرهنگ. بگلي ، اين مردم چيزي ندارن که مورد حمله ي ما قرار بگيرن
-
گردنه
We've got a stash of oxygen on the South Col.
ما يه بسته کامل اکسيژن توي گردنه جنوبي داريم
-
کالج
noun
-
ترجمه های کمتر
- رنگ
- مستعمره
- کشورکلمبیا
- گردآور
- گرویی
- جنبی
- گدار
- ستون
- (هواشناسی) کمینه فشار (نقطه ای بین دو جبهه هوای کم فشار که فشارش از همه جا کمتر است)
- بیشینه فشار(نقطه ای بین دو جبهه هوای پرفشار که فشارش از همه جا بیشتر است)
- مدرسه ی عالی
- گردآوری شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " col " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Col" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Col در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Abbreviation of [i]Colima[/i]., a state of Mexico. [..]
"COL" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای COL در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "col"
عباراتی شبیه به "col" با ترجمه به فارسی
-
پیشوند هم معنی : -com (پیش از L به کار می رود) [collinear]