ترجمه "cold" به فارسی
سرما, سرد, سرماخوردگی بهترین ترجمه های "cold" به فارسی هستند.
(of a thing) Having a low temperature. [..]
-
سرما
adjective nounillness [..]
It took me more than a week to get over my cold.
بیشتر از یک هفته بود که سرما خوردگی ام طول کشید.
-
سرد
adjectiveof the weather [..]
The weather here is getting cold and I really do not like that.
هوای اینجا در حال سرد شدن است و من واقعاً آن را دوست ندارم.
-
سرماخوردگی
nounillness [..]
It took me more than a month to get over my cold.
یک ماه طول کشید تا سرماخوردگی من بهبود یافت.
-
ترجمه های کمتر
- زکام
- برودت
- sard
- سردی
- یخ
- غیردوستانه
- بیات
- چاییده
- مبتذل
- (از نظر جنسی) بی شهوت
- (بو و خبر و غیره) کهنه و ضعیف
- (عامیانه) از هوش رفته
- (عامیانه) خوب آموخته 1
- (عامیانه) کاملا
- (موتور و تایر و غیره) گرم نشده
- احساس سردی
- بدون آمادگی قبلی
- بوی ناگرفته
- بی برو برگرد 3
- بی عاطفه
- بی غرضانه
- بی مهر
- بی نظرانه
- حرارت زیر صفر
- حزن انگیز
- خشک و بیروح
- دماي پايين
- سرد مزاج
- سردتر از دلخواه
- سردی 4
- سرما خوردگی
- عاری از احساسات
- غش 2
- غم انگیز
- مانده 0
- هوای سرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cold " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
An option on the Ratings drop-down list on the General tab that indicates that the interest of a lead or opportunity is weak.
"Cold" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cold در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "cold" با ترجمه به فارسی
-
استرس سرمایی · تنش سرمایی
-
آدم بی احساس
-
سردخانهها · منجمدكنندهها
-
(چاپ) حروفچینی سرد (که به کمک کامپیوتر انجام می شود) · چاپ از راه عکسبرداری
-
(امریکا) سرمای ناگهانی و زودگذر
-
(پزشکی) تبخال · تاول لب (herpes simplex و fever blister هم می گویند)
-
(هوا شناسی) جبهه ی هوای سرد · تودههای هوا · جبهه سرد · جبهه هوا · جبهه هوای سرد · جبهه هوای گرم · جبهه گرم
-
سرما دورکن (محفظه ی جعبه مانندی که روی گیاه قرار می دهند تا از سرما مصون باشد) · قاب سرد