ترجمه "collaborate" به فارسی
همکاری, به سود دشمن کار کردن, تشریک مساعی کردن بهترین ترجمه های "collaborate" به فارسی هستند.
collaborate
verb
دستور زبان
To work together with others to achieve a common goal. [..]
-
همکاری
It just doesn't seem like there's a whole lot of collaboration going on here.
و به نظر نمیاد که همکاری زیادی بین آن ها باشه.
-
به سود دشمن کار کردن
-
تشریک مساعی کردن
-
ترجمه های کمتر
- همداستان شدن
- همدستی با دشمن (به ویژه هنگام اشغال کشور)
- همکاری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " collaborate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "collaborate" با ترجمه به فارسی
-
پالایش گروهی
-
نرمافزارهای مشارکتگرا
-
گراف های همکاری
-
گروهی
-
تعاون · توحیدمساعی · دست نشاندگی · مشارکت · همدستی · همکاری · همکاری دسته جمعی · همکاری علمی · همکنش
-
وبلاگ مشارکتی
-
همدست تائب
-
اشیاه داده ای همکاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن