ترجمه "collar" به فارسی

یقه, گریبان, خاموت بهترین ترجمه های "collar" به فارسی هستند.

collar verb noun دستور زبان

The part of an upper garment (shirt, jacket...) that fits around the neck and throat, especially if sewn from a separate piece of fabric. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یقه

    fabric garment part fitting around throat [..]

    The mother sighed, and adjusted the collar of her dress, which choked her.

    مادر آه کشید یقه تنک لباسش را باز کرد.

  • گریبان

    noun

    fabric garment part fitting around throat [..]

    Three men were holding a fourth man by the collar.

    سه مرد مسلح گریبان یک مرد چهارمین را گرفته بودند.

  • خاموت

    part of harness

  • ترجمه های کمتر

    • قلاده
    • فکل
    • گردن بند
    • یخه
    • گردنبند
    • گرفتن
    • غل
    • طوق
    • گردنی
    • بازداشت
    • اتصالگر
    • زهبند
    • طوقه
    • گلوبند
    • توقیف
    • دستگیری
    • حرفه
    • (دور گردن برخی پرندگان و حیوانات) طوقی
    • (عامیانه) گریبانگیر شدن
    • (وصل کردن لوله یا میله و غیره) بست
    • [کارگر blue-collar worker]
    • دستگیر کردن
    • شغل [کارمند white-collar worker]
    • قلاده کردن
    • مزاحم شدن
    • مهار سگ و گربه و غیره
    • پسوند: یقه
    • کف آبجو
    • گرفتار کردن یا شدن
    • گریبان گرفتن 0
    • یخه ی کسی را گرفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " collar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "collar"

عباراتی شبیه به "collar" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "collar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه