ترجمه "collectivity" به فارسی
قاطبه, همگنان, اشتراک بهترین ترجمه های "collectivity" به فارسی هستند.
collectivity
noun
دستور زبان
(uncountable) The condition of being collective [..]
-
قاطبه
-
همگنان
-
اشتراک
The parish magazine had not been delivered regularly and the money for it had not been collected.
مجلهای که زیر نظر کلیسا منتشر میشد به صورت نامرتبی توزیع میگردید و حق اشتراک نشریه هنوز وصول نشده
-
ترجمه های کمتر
- مردم
- جمع (مردم)
- حالت اشتراکی یا گروهی
- همگان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " collectivity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "collectivity" با ترجمه به فارسی
-
جمع آوری منظم اطلاعات
-
در زمان فروش شناخت درآمد
-
کلیک کن وبردار
-
دریافت در زمان تحویل - دریافت هنگام تحویل = COD
اضافه کردن مثال
اضافه کردن