ترجمه "collide" به فارسی

تصادم کردن, واکوفتن, (از نظر شخصیت یا اندیشه و غیره) با هم تضاد داشتن بهترین ترجمه های "collide" به فارسی هستند.

collide verb دستور زبان

To impact directly, especially if violent [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تصادم کردن

    verb
  • واکوفتن

  • (از نظر شخصیت یا اندیشه و غیره) با هم تضاد داشتن

  • ترجمه های کمتر

    • (با هم) تصادف کردن
    • برخورد داشتن
    • به هم خوردن
    • به هم کوفته شدن
    • بهم خوردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " collide " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "collide" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "collide" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه