ترجمه "colloquy" به فارسی

گفتگو, صحبت, محاوره بهترین ترجمه های "colloquy" به فارسی هستند.

colloquy noun دستور زبان

A conversation or dialogue. [from 16th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گفتگو

    noun
  • صحبت

    noun

    In the meanwhile, none of the men seemed to see Gavroche, who, during this colloquy, had seated himself on one of the fence posts ;

    دیگر هیچ یک از این مردان هیچ توجه به گاو روش نداشت و او ضمن این صحبت روی یکی از میلههای سنگی چپر نشسته بود.

  • محاوره

    noun

    I prefer the colloquial term " Job syndrome. "

    ( افزايش حساسيت ) من لفظ محاوره ايش رو بيشتر دوست دارم سندرم شغل

  • ترجمه های کمتر

    • سخنگری
    • همسخنی
    • کنفرانس
    • محاوره ی رسمی
    • گفت و شنود (دانشمندانه)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " colloquy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "colloquy" با ترجمه به فارسی

  • (واژه یا عبارت یا اصطلاح) عامیانه · سبک گفتاری (محاوره ای) · عبارت مصطلح · واژه ی مردمی
  • محاوره ای · گفت و گويی · گفتاری
  • بطورگفتگویاصحبت · درگفتگو
  • محاوره ای · گفت و گويی · گفتاری
اضافه کردن

ترجمه های "colloquy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه