ترجمه "colony" به فارسی

مستعمره, پرگنه, گروه بهترین ترجمه های "colony" به فارسی هستند.

colony noun دستور زبان

Region or governmental unit created by another country and generally ruled by another country. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مستعمره

    region or governmental unit [..]

    At one time Nigeria was a British colony.

    زمانی، نیجریه ، مستعمره بریتانیا بود.

  • پرگنه

  • گروه

    noun

    He too is alone, and eager to start a new colony in his lonely burrow.

    و براي آغاز کردن يک گروه ديگر در لانه اش بسيار مشتاق است.

  • ترجمه های کمتر

    • کلنی
    • ماندگران
    • مقیمان
    • مهاجرنشین
    • نونشین
    • همزیوی
    • کوچستان
    • کوچگاه
    • کوچگر
    • گله
    • (ترکیزه شناسی) ترکیزه گروه
    • (جانور شناسی) سازواره ی مرکبی که ازچندین واحد نیمه مستقل تشکیل شده است (مانند مرجان ها)
    • (در مورد برخی جانداران) دسته
    • (گیاه شناسی) انبوه
    • محله ی این نوع مردم
    • مردمی که به سرزمین دوردستی کوچ می کنند ولی تابع کشور اصلی خود هستند C( -3 بزرگ) سیزده ایالت مهاجرنشین امریکا که پس از انقلاب ایالات متحده ی امریکارا تشکیل دادند
    • مستعمره نشین
    • همزی گروه
    • کوچ نشین
    • گروهی از مردم که دارای ویژگی مشترکی باشند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " colony " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Colony noun

one of the 13 British colonies that formed the original states of the United States

+ اضافه کردن

"Colony" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Colony در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "colony"

عباراتی شبیه به "colony" با ترجمه به فارسی

  • مستعمره خودگردان
  • استعمار · استعمارگرایی · استعمارگری · امپریالیسم · نظام استعماری
  • رجوع شود به compound animal
  • تاریخ استعمار
  • پرگنههاي زنبور عسل · پرگنههای زنبور · کلنیهای زنبور
  • مستعمره ی انگلیس · مستملکه ی انگلیس (که مستقیما توسط دولت از لندن اداره می شود)
  • پرگنههاي زنبور عسل · پرگنههای زنبور · کلنیهای زنبور
  • (امریکا) کوچستان اختصاصی (که مالکیت آن از طرف شاه انگلیس به شخص بخصوصی واگذار می شد) · مستعمره · کوچ نشین گاه
اضافه کردن

ترجمه های "colony" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه