ترجمه "colossal" به فارسی

ژنده, قوی هیکل, عظیم بهترین ترجمه های "colossal" به فارسی هستند.

colossal adjective دستور زبان

Extremely large or on a great scale. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ژنده

    adjective

    extremely large

  • قوی هیکل

    adjective
  • عظیم

    adjective

    These colossal cities alone can offer such spectacles.

    فقط این گونه شهرهای عظیم میتوانند از این قبیل نمایشها دهند.

  • ترجمه های کمتر

    • بزرگ
    • سترگ، شگرف، معظم
    • تهم
    • تهمتن
    • دیوپیکر
    • خارق العاده
    • عظیم الجثه
    • غول آسا
    • غول پیکر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " colossal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "colossal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه