ترجمه "column" به فارسی
ستون, سرمقاله, پایه بهترین ترجمه های "column" به فارسی هستند.
column
noun
دستور زبان
A solid upright structure designed usually to support a larger structure above it, such as a roof or horizontal beam, but sometimes for decoration. [..]
-
ستون
nounnewspaper column [..]
Got something here, caught in his spinal column.
يه چيزي اينجا پيدا کردم ، داخل ستون فقراتش گير کرده.
-
سرمقاله
noun -
پایه
noun adjective
-
ترجمه های کمتر
- برج
- پالار
- استوانه
- رکن
- دیرک
- (ارتش) ستون نظامی
- (روزنامه یا مجله) مقاله (به ویژه اگر در شماره های مختلف چاپ شود)
- ستون روزنامه
- صف (سرباز یا کشتی یا تانک و غیره)
- هرچیز ستون مانند (از نظر شکل یا کار یا اهمیت)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " column " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "column"
عباراتی شبیه به "column" با ترجمه به فارسی
-
(در اصل - در 6391) غیر نظامیان شهر مادرید که از ژنرال فرانکو هواداری می کردند · دستگاه جاسوسی · ستون پنجم · شخص یا دسته ای که از درون به دشمن خارجی کمک می کنند
-
بردار ستونی
-
اینچ
-
برج تقطیر
-
استخراجكنندهها · الكها · جداسازها · سیکلونها
-
انتخاب کننده رنگ
-
(کالبدشناسی) ستون مهره · ستون فقرات · ستون مهره · یتارقف نوتس
-
ستون انباشته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن